لطفا دقیق به نوشته ی روی آستین لباس نگاه کنید!؟!؟
تو این تصویر که کاملا معلومه دیگه
البته بعد چند وقت این پیراهن خدا رو شکر عوض شد
موضوعات مرتبط: نقش پنهان ، تصاویر ، ،
برچسبها:
یکی از فانتزیام اینه که کنکور اول بشم بعد خبرنگارا بیان
حمله کنن سمت من. بعدش تو ازدهام جمعیت محو شم برم پی کار خودم
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فانتزیام اینه که تو افق پنهان شم
بعد فانتزیایی که میان. تو افق محوشن رو با دمپایی ابری
انقد بزنم که
صدای گرگ دربیارن تو افق.......
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فـانـتزیام اینه کــه
کنترل تلویزیون خونمونو بردارم
بـرم دم این مغازه های صـوتی تصویری،
این تلویزیونایی کـه گـذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فانتزیام اینه که توی یه پارک شلوغ شروع کنم به
دویدن و همزمان با موبایلم بگم : لعنتیا تا من نگفتم هیچکس شلیک نکنه ،
کلی آدم بیگناه اینجا هست !
.
.
.
توهم در حد سراب های بیابان های ۱۵۰ درجه آمازون
…
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فانتزیام اینه که...
تو دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه ک بهت صفر میدم...
بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم ب دیوار بگم...
منو از نمره میترسونی من زندگیمو باختم استاد...
برو از خدا بترس....
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
موضوعات مرتبط: ، مطالب و داستان های خنده دار ، ،
برچسبها:
• اینكه ما گمان می كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای
خود عذری آورده باشیم.
موضوعات مرتبط: نوشته ها ، ، ،
برچسبها:
یکی از فانتزیام اینه که وقتی پورشه پانامرا دیدم با
عجله سوار شم بگم چرا دیر اومدی ؟ بعدش که راننده رو دیدم بگم : اَ اَ اَ ببخشید
فک کردم بابامه ؛ بعد پیاده شم …
موضوعات مرتبط: ، مطالب و داستان های خنده دار ، ،
برچسبها:
یکی از فانتزیام اینه که بابام بفهمه سیگار میکشم بعد
بیاد بزنه تو گوشم بگه کصافط چرا سیگار میکشی ؟ برو آب پرتقال بخور ! منم بگم
ترجیح میدم سیگاری رو بکشم که صادقانه روش نوشته : سرطان زا تا آبمیوه ای رو بخورم
که روش به دروغ نوشته : ۱۰۰% طبیعی … بعد بابام اشک تو چشماش جمع بشه و منم یه
لبخند نرمی بزنمو تو دود سیگارم گورمو گم کنم که دیگه با پدرم اینجوری صحبت نکنم … .
موضوعات مرتبط: ، مطالب و داستان های خنده دار ، ،
برچسبها:
وقتی تنها میشی دوستاتو از اینترنت دانلود کنی …
روزا که پشه ها خوابن بری بالا سرشون ویز ویز کنی ...
موهاتو بزنی قهر کنه درنیاد …
از خودت فرار کنی گم شی …
برق بره با بزرگترش بیاد …
اشتهات کور شه ببریش مدرسه نابینایان !؟!؟
موضوعات مرتبط: ، مطالب و داستان های خنده دار ، ،
برچسبها:
از غریبه ای توی خیابان چیزی میپرسی و او با لبخند و حوصله جوابت رامیدهد،
وقتی مهمونات دستور غذایی رو ازت میپرسن،
وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند،
از خیابان که رد میشوی راننده ای که حق تقدم با اوست برایت میایستد و با خوشرویی اشاره میکند که رد شوی ،
وقتی دیر رسیده ای و میگوید خودش هم الان رسیده اس،
وقتی کسی را میخندانی،
وقت حرف زدن کلمه ای را گم میکنی و او زود حدسش میزند،
عجله داری که از چهار راه رد شوی و چراغ سبز میماند،
مسیرت با مسیر بعدی تاکسی یکی است،
فوت کردن قاصدک،
وقتی تو رو میرسونه و تا داخل خونه نشدی راه نمی افته،
نسیم خنک تو تابستون،
لحظه بیدار شدن از خوابی بد،
پیچ آخر جاده و سوسوی چراغ های شهر،
وقتی اخم کرده اما نمیتواند جلوی خنده اش را بگیرد،
وقتی به جای خداحافظی میگوید....میبینمت،
وقتی کسی یادش میماند که از چه چیزهایی خوشت میاید،
هوای توی گل فروشی،
بوی عطر گل نرگس،
کودکی در آغوش دیگری است اما دستانش را دراز میکند تا تو بغلش کنی،
وقتی سر امتحان یهو جواب یک سوال یادت بیاد،
آخر شب که همه خوابند ..آرامش و سکوت
و ... .
موضوعات مرتبط: نوشته ها ، ، ، ،
برچسبها:
.: Weblog Themes By Pichak :.